تبليغاتX
آبی مثل دریا
لحظه ها روزها دقایق و ثانیه های تنهایی, زندگی, بودن, گفتن, شنیدن,شادی و غم من
سلام،
امروز اصلاُ روز خوبی نبود.آخه چرا روزای قشنگ همدیگه رو خراب میکنیم؟
یه وقتایی یه حرفایی میشنوم یا یه چیزایی میبینم که از خودم، اطرافیانم، دنیایی که توش هستم متنفر میشم.نه اینکه نتونم جواب بدم، نه،جواب دادم و دل هم شکستم ): اما
تیکه پروندن و چزوندن مستلزم شکستن دله.دل همدیگه رو نشکنیم زندگی به اندازه کافی به همه سخت میگیره و هممون مشکلات داریم! اشتباه کردم و همیشه از همین میترسیدم هیچ وقت این کارو نکردم اما وقتی که خیلی گیر میدن برای آدم چاره ای نمیذارن ولی میتونستم یه جور دیگه برخورد کنم که متاسفانه نکردم. عصبانی شدم.
اوناییکه اهل تیکه انداختن هستید، اونایی که اهل چزوندن و پوز زدنید، باور کنید چیزای مهمتری هم هست که بخواید براش فسفر بسوزونید، که بخواید براش وقت و انرژی بزارید!
ارزش دل آدما خیلی بیشتر از ایناس.

+ نوشته شده در  86/07/12ساعت 15:52  توسط د ر یا | 
                                          خداوندا برای همسایه ای که نان مرا ربود ، نان
                                            برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی
                                               برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش
                                                و برای خویش، آگاهی و عشق میطلبم.

+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 21:45  توسط د ر یا | 
سلام،
شب قدر شد
یه شب قدر دیگه هم زنده موندیم،
میخوام امشب دوباره با روی زرد و خجل برم پیش خدام
میخوام باهاش حرف بزنم و بگم که چقدر دل تنگم،
بگم که روم نمیشد که صداش کنم اما حالا خوشحالم خیلی خوشحالم آخه بهونه دارم

"خدای من میدونم گناهکارم،میدونم که خجالت میکشم اما میدونم که تو مال منی میدونم که مهربونی خیلی بیشتر از اونی که من بتونم تصور کنم اما امشب شب عزیزیه خیلی عزیز
روزها و ساعتها گریه کردم برای هر کسی جز تو و خودم همین منو خجل و شرمنده کرده اما امشب میخوام فقط برای تو و خودم گریه کنم میخوام کریه کنم شاید باهام آشتی کنی"

آبی باشید ،التماس دعا

+ نوشته شده در  86/07/08ساعت 21:17  توسط د ر یا | 
...
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات،
آب این رود به سر چشمه نمیگردد باز;
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز.
باز کن پنجره را !
صبح دمید!

........
کودک قلب من این قصه ی شاد،
از لبان تو شنید:

(( زندگی روُیا نیست.
زندگی زیباییست .
میتوان،
بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی.
میتوان در دل این مزرعه خشک و تهی بزری ریخت.


میتوان،
از میان فاصله ها را برداشت.
دل من با دل تو ،
هر دو بیزار از این فاصله هاست.))

قصۀ شیرینی ست.
کودک چشم من از قصه تو میخوابد.
قصه نغز تو از غصه تهی ست.
باز هم قصه بگو،
تا به آرامش دل،
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم.

گل به گل، سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تو اند
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوکواران تو اند.

...

من گمان میکردم،
دوستی همچون سروی سرسبز،
چار فصلش همه آراستگی ست.
من چه میدانستم،
هیبت باد زمستانی هست.
من چه میدانستم،
سبزه می پژمرد از بی آبی؛
سبزه یخ میزند از سردی دی.

من چه میدانستم.!

در میان من و تو فاصله هاست.
گاه میاندیشم،
می توانیم من و تو،
که به لبخندی این فاصله را برداریم!

چشمهای تو به من میبخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.

+ نوشته شده در  86/07/08ساعت 1:5  توسط د ر یا | 
کی میشه؟!!
کی میشه حالم خوب شه؟ کی میشه آدم شم؟ کی میشه آخرش شه؟
کاش میدونستم آخرش چی میشه؟
ولی روزها آرزو کردم که آخرش خوب بشه
کاش میشد.!!
+ نوشته شده در  86/07/06ساعت 22:18  توسط د ر یا | 
سلام،
خیلی تنها شدم دیروز کلی گریه کردم اصلا فکر نمیکردم اینجوری بشم اما امروز حالم بهتر شده
درست وقتی که احتیاج داری تنهات میزارن و اون موقع میفهمی که باید عادت کنی و خودتی که باید مسیر زندگیتو طی کنی اونم تنها تا وقتی که همسفر پیدا کنی
و خوشا روزی که همسفرت همزبون و هم دلت باشه و بدا روزی که همراهت حرفتو نفهمه
بدتر از همه اینه که همدلتو پیدا کنی بهش دل ببندی ولی هرگز نتونی حتا یه قدم تو زندگیت باهاش برداری!
+ نوشته شده در  86/07/03ساعت 22:48  توسط د ر یا | 
 
این باکس رو برای نوشته های کوچیکم گذاشتم
سال نو شده دلم میخواد سال جدید کلی شادی بیاد تو زندگیه همه و خودم و هیچکی غصه نداشته باشه
درباره وبلاگ
اول فقط یه دفترچه خاطرات بود.یه مدت ولش کردم.ولی دوباره شروع کردم.حالا دارم یه وقتایی که دلم خیلی سنگینی میکنه اینجا مینویسمش که شاید سبک بشم .در کل اینجا همه ی من نیست فقط یه بخشی ازم اینجاس.جاهای دیگه هم مینویسم.دریا اسم مستعارمه 23 سالمه.عاشق عکس هستم مخصوصا عکس از طبیعت و همینوطور خود طبیعت.و عاشق موسیقی

آرشیو نوشته های قبلم
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
با دوستام میتونین آشنا شین اینم آدرسشونه
هانیه جون
ساناز جونم
شیوا جونم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ویرایش قالب
دریا