تبليغاتX
آبی مثل دریا
لحظه ها روزها دقایق و ثانیه های تنهایی, زندگی, بودن, گفتن, شنیدن,شادی و غم من
سلاااااااااااام

من اومدم

خب امتحانام به حول و قوه ی الهی به پایان رسید.این ترم بهتر از ترم پیش بودمهر چند که ......

تو این مدت اصلا اتفاق خاصی نیفتاده

من نمیدونم چرا همیشه ایام امتحانام که میشه سرو کله خواستگار پیدا میشه؟

نیستن نیستن یهو وقتی امتحانی  یا کار مهمی دارم ماشاا... تشریف میارن

ولی بگم ها عمرا فکر نکنین از دست من خلاص شدین

مهمترین چیز بعد از تموم شدن امتحانام کنکورم بود. بعله بنده در کنکور کارشناسی شرکت نمودم و بسی فراوان خراب کردم بهر حال کسی که نخونه حقشه!

ایشالا که خدا منو دوس داره و قبول میشم

بعد از اون امروز بود که با بچه های انجمن دوباره رفتیم دانشگاه بعد از روزها دوباره با هم بودیم

واقعا دلم برای همشون تنگ شده بود خیلی زیاد مخصوصا اون

طبق معمول بنده مورد آماج حملات اذیت کردنا قرار گرفتم  تازه مثلا امروز به من میگه که متاسفانه وقت نیست زیاد امروز اذیتت کنم!!! منم گفتم که جای بسی شادمانی است خدارو شکر

ولی خب به اندازه یه ۱۰ روزی اذیت کرد. دو سه تا هم سوتی داد بد جور

ولی منم به اندازه ی خودم اذیتش کردم ها.بالاخره چشمشو در میارم! شایدم از پله ها بندازمش پایین

چقدر این مدیر گروهمون دوس داشتنیه! بهش میگم ما که رفتیم کنکور دادیم پس دیگه مشکلی نیست قبولمون کنین دیگه همینجا

میخنده. بچه ها هم که غش کرده بودن. میگم خب مگه خودتون نگفته بودین برین سر جلسه کیکو بخورین بیاین قبولین!

گفت باشه اگه قبول نشدین من خودم یه کاریش میکنم براتون از سهمیه استفاده میکنم

بنده نیز کلی شادمان شدم اما بچه ها همچنان منو مسخره میکردن و میگفتن که سر کارم

امیدوارم که گروهمون از هم نپاشه و بازم همه همینجا قبول شیم

 

======================================

نمیدونم چرا گاهی اینقدر سطحی نگر میشم

اصلا توجه نمیکنم! یه جاهایی باید به دوستام تذکر بدم که نمیدم

یه جاهایی باید دلم بسوزه و حرف بزنم که نمیزنم

 

================================

 

 

جمعه آزمون ورودیه بانک دارم! با اینکه اصلا کار کردن تو بانک رو دوس ندارم ولی تو این دوره زمونه بیکاری از هیچی بهتره!

 

==========================

 

 

کلام آخر!

ساناز جونم هانی جونم مرسی که بیادم هستین

 

+ نوشته شده در  87/04/23ساعت 0:51  توسط د ر یا | 
سلااااااااااااااااااااااااااامممممممممممم به همه

خب خب امشب شب اول ماه رجب و شب آرزوهاس

به همه تبریک میگم و براتون آرزو میکنم که آرزوهاتون برآورده بشه

 

برای منم دعا کنید

 

+ نوشته شده در  87/04/14ساعت 0:6  توسط د ر یا | 

روز زن و مادرو به همه تبریک میگم

به مامان عزیزم

و

به دوستای گلم

 ساناز جونم          هانی جونم          و              شیوا جون

+ نوشته شده در  87/04/04ساعت 15:10  توسط د ر یا | 
 
این باکس رو برای نوشته های کوچیکم گذاشتم
سال نو شده دلم میخواد سال جدید کلی شادی بیاد تو زندگیه همه و خودم و هیچکی غصه نداشته باشه
درباره وبلاگ
اول فقط یه دفترچه خاطرات بود.یه مدت ولش کردم.ولی دوباره شروع کردم.حالا دارم یه وقتایی که دلم خیلی سنگینی میکنه اینجا مینویسمش که شاید سبک بشم .در کل اینجا همه ی من نیست فقط یه بخشی ازم اینجاس.جاهای دیگه هم مینویسم.دریا اسم مستعارمه 23 سالمه.عاشق عکس هستم مخصوصا عکس از طبیعت و همینوطور خود طبیعت.و عاشق موسیقی

آرشیو نوشته های قبلم
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
با دوستام میتونین آشنا شین اینم آدرسشونه
هانیه جون
ساناز جونم
شیوا جونم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ویرایش قالب
دریا