تبليغاتX
آبی مثل دریا
لحظه ها روزها دقایق و ثانیه های تنهایی, زندگی, بودن, گفتن, شنیدن,شادی و غم من
چه حس بدیه وقتی میفهمی بدون اجازت بدون اینکه بخوای زیر نظر میگیرنت و وارد حریمت میشن  و چیزایی که نمیخواستی میفهمن

چقدر غصه میخوری و چقدر عصبانی میشی

+ نوشته شده در  87/05/16ساعت 22:10  توسط د ر یا | 
سلام

یه چیزی فهمیدم

صداقت و خوش قلبی آرامش خیلی زیادی به آدم میده.

جالب اینه که نا خدا گاه دارم سعی میکنم صادق باشم ! ( این تیکه رو فقط خودم میفهمم)

و اینکه دوس دارم باهام صادق باشن و خودمم صداقت داشته باشم ولی میترسم از چی هنوز نمیدونم باید کشف کنم

********************************************************************

خب باید بگم که کارا یکمی داره درست میشه ولی من بیشتر از یکمی آروم شدم !

+ نوشته شده در  87/05/14ساعت 0:31  توسط د ر یا | 
سلام

دلم خیلی گرفته امشب اصلا نمیدونم چمه!

یکی بیاد جلوی اشکامو بگیره . دلم هق هق میخواد اما مثل همیشه آرومو بیصدا!

نزدیکای ظهر رفتم دانشگاه سارا و  امیر و سامان بودن. تو کارگاه. چقدر دلم یهو برای کارگاه دانشگاه بچه ها باهم بودنا شوخی کردنا و .... تنگ شده بود

الانم دلم برای بابا و مامان خیلی تنگ شده

برای داداشم برای امیر و تارا الهی قربونشون برم.

 امیر ِ عمه به اندازه تموم دنیا دوست دارم کاش میشد الان پیشت بودم عین بچگی هات چقدر دلم تنگه برات

 

*********************************************************

چند روز پیش یکی از آشنا های خواهرم بهش گفته بود که میخواد یه دفتر فروش برای چند تا کارگاهی که دارن بزنه و یکی رو میخواد که کارای کامپیوتری شو انجام بده و من معرفی شدم!

قرار بود دیروز بریم دفترو ببینیم اما خانومه زنگ نزد! امروز صبح قرار گذاشتیم

امروز رفتم. افتضاح بود.این خانومه با یه حقوق کم میخواست کلی کار براش انجام بدم! منم کلی ناراحت بودم

عمرا قبول کنم. امروز که پیچوندم رفتم دانشگاه ! هر چقدر با خودم کلنجار رفتم دیدم من نمیتونم  ظهر دیگه نرفتم یراست اومدم خونه!

************************************************************

چقدر کار دارم

چقدر منتظرم چقد اضطراب دارم 

تا آخر مرداد بیشتر نمیتونم اینجا باشم و کلی هم کار انجام نداده دارم این دلتنگی هم دست از سرم بر نمیداره

از بابام دلخورم خیلی زیاد

 

+ نوشته شده در  87/05/06ساعت 0:3  توسط د ر یا | 
 
این باکس رو برای نوشته های کوچیکم گذاشتم
سال نو شده دلم میخواد سال جدید کلی شادی بیاد تو زندگیه همه و خودم و هیچکی غصه نداشته باشه
درباره وبلاگ
اول فقط یه دفترچه خاطرات بود.یه مدت ولش کردم.ولی دوباره شروع کردم.حالا دارم یه وقتایی که دلم خیلی سنگینی میکنه اینجا مینویسمش که شاید سبک بشم .در کل اینجا همه ی من نیست فقط یه بخشی ازم اینجاس.جاهای دیگه هم مینویسم.دریا اسم مستعارمه 23 سالمه.عاشق عکس هستم مخصوصا عکس از طبیعت و همینوطور خود طبیعت.و عاشق موسیقی

آرشیو نوشته های قبلم
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
با دوستام میتونین آشنا شین اینم آدرسشونه
هانیه جون
ساناز جونم
شیوا جونم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ویرایش قالب
دریا