![]() |
![]() |
|
| لحظه ها روزها دقایق و ثانیه های تنهایی, زندگی, بودن, گفتن, شنیدن,شادی و غم من |
|
سلام
هر چی میگذره بیشتر میفهمم که هیچی نمیدونم و نمیفهمم! ************************************************************************** روز به روز خودشو ازش دورتر میبینه و فاصله شو بیشتر حس میکنه که فقط یه وسیلس یه موش که اون برای فهمیدن رفتارها و عکس العمل ها و شناخت مردم ازش استفاده میکنه یه جعبه که هر چند وقت یه بار درشو باز میکنه یه سری چیزای خوب میریزه توش کنارشم یه سری حرف برای دیدن عکس العملش و یه سری قلب دزدکی و یه سری هم حرفایی که رو دلش سنگینی میکنه نمیدونه که با این کارش داره بهش صدمه میزنه! |
|
+ نوشته شده در
87/07/01ساعت 23:29 توسط د ر یا |
|
|
این باکس رو برای نوشته های کوچیکم گذاشتم این روزا کلا گیجم گاهی دلم میخواد زمان متوقف شه و گاهی میخوام که تندی بگذره |
| درباره وبلاگ |
اول فقط یه دفترچه خاطرات بود.یه مدت ولش کردم.ولی دوباره شروع کردم.حالا دارم یه وقتایی که دلم خیلی سنگینی میکنه اینجا مینویسمش که شاید سبک بشم .در کل اینجا همه ی من نیست فقط یه بخشی ازم اینجاس.جاهای دیگه هم مینویسم.دریا اسم مستعارمه 23 سالمه.عاشق عکس هستم مخصوصا عکس از طبیعت و همینوطور خود طبیعت.و عاشق موسیقی
|
| با دوستام میتونین آشنا شین اینم آدرسشونه |
|
هانیه جون ساناز جونم شیوا جونم |
|
RSS
|