![]() |
![]() |
|
| لحظه ها روزها دقایق و ثانیه های تنهایی, زندگی, بودن, گفتن, شنیدن,شادی و غم من |
|
سلام
حالم خیلی بهتر شده اما دیشب کابوس دیدم بازم البته الان یه ماهی هست تقریبا هر شب کابوس میبینم امیدوارم زودتر تموم بشه کلافم میکنه! چه جالبه که اینجا یه نفر دیگه هستم اینجا شده یه دفتر روزمره گیها و یه جا برای نوشتن درد دلهام
الان داره بارون میاد وای که چه هوای خوبیه اما یه ذره سرده دلم میخواست الان بیرون میرفتم و فقط قدم میزدم امروز کلاس دارم اما حوصله ندارم برم شاید تونستم خودمو راضی کنم دیشب فیلم دعوت رو دیدم البته قبلا دیده بودم اما دیشب اون قصه ی حذف شده ش رو دیدم قصه ی ریحانه که دانشجوی پزشکیه با همکلاسیش!کل فیلم با همه ی شخصیتاش برام یه علامت تعجب بزرگه!
راستی این چند گانگیه من نمیدونم خوبه یا بده؟! داشتم فکر میکردم که چقدر متغیرم |
|
+ نوشته شده در
88/01/16ساعت 12:35 توسط د ر یا |
|
|
این باکس رو برای نوشته های کوچیکم گذاشتم سال نو شده دلم میخواد سال جدید کلی شادی بیاد تو زندگیه همه و خودم و هیچکی غصه نداشته باشه |
| درباره وبلاگ |
اول فقط یه دفترچه خاطرات بود.یه مدت ولش کردم.ولی دوباره شروع کردم.حالا دارم یه وقتایی که دلم خیلی سنگینی میکنه اینجا مینویسمش که شاید سبک بشم .در کل اینجا همه ی من نیست فقط یه بخشی ازم اینجاس.جاهای دیگه هم مینویسم.دریا اسم مستعارمه 23 سالمه.عاشق عکس هستم مخصوصا عکس از طبیعت و همینوطور خود طبیعت.و عاشق موسیقی
|
| با دوستام میتونین آشنا شین اینم آدرسشونه |
|
هانیه جون ساناز جونم شیوا جونم |
|
RSS
|