تبليغاتX
آبی مثل دریا -
لحظه ها روزها دقایق و ثانیه های تنهایی, زندگی, بودن, گفتن, شنیدن,شادی و غم من
سلام

ناراحت نگران غمگین ترسیده مشوش سردرد بی خوابی اعتراض امید و .....

حال این چند روزه ی بیشتر هموطنای عزیزمون بوده و از جمله خیلی از خود ماها

با تمام وجود میخواستم منم فریاد بزنم اما نمیشد

دلم میخواست بگم ما نه اوباشیم نه گونی سیب زمینی

دلم میخواست بگم جواب خون اون ۸ نفرو که کشته شدن کی میده؟آخه چرا؟

خیلی چرا رو دلمه و خیلی غصه خیلی خیلی خیلی

این بغضی که توی گلوی همه گیر کرده بود داره میاد بیرون و راحت میشه

اصلا حال درس خوندن ندارم این همه دروغ

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدایا خودت کمکمون کن

+ نوشته شده در  88/03/27ساعت 0:8  توسط د ر یا | 
 
این باکس رو برای نوشته های کوچیکم گذاشتم
سال نو شده دلم میخواد سال جدید کلی شادی بیاد تو زندگیه همه و خودم و هیچکی غصه نداشته باشه
درباره وبلاگ
اول فقط یه دفترچه خاطرات بود.یه مدت ولش کردم.ولی دوباره شروع کردم.حالا دارم یه وقتایی که دلم خیلی سنگینی میکنه اینجا مینویسمش که شاید سبک بشم .در کل اینجا همه ی من نیست فقط یه بخشی ازم اینجاس.جاهای دیگه هم مینویسم.دریا اسم مستعارمه 23 سالمه.عاشق عکس هستم مخصوصا عکس از طبیعت و همینوطور خود طبیعت.و عاشق موسیقی

آرشیو نوشته های قبلم
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
با دوستام میتونین آشنا شین اینم آدرسشونه
هانیه جون
ساناز جونم
شیوا جونم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ویرایش قالب
دریا